خانواده

          

خانواده بطور طبیعی بر فرد تقدم دارد و به لحاظ منطقی باید نسبت به تمام مؤلفه­های زندگی اجتماعی درک­پذیری و توضیح دهندگی بیشتری داشته باشد. تکوین فردیت و تشخص خودبخودی، بدون مقدمه و بی­ریشه صورت نمی­گیرد؛ هویت فرد درخانواده شکل گرفته و تقریباً به آن وابسته است. اشتغال، ازدواج، مهاجرت، قهر، طلاق و حتی مرگ نمی­تواند ریشه­های فرد را از خانواده بگسلد و هویت مستقل افراد هرگز به معنای انزوا و جدایی از خانواده نیست؛ بلکه به افزایش تاثیرگذاری و جایگاه تعیین­کننده آن ناظر می­باشد؛ چه اینکه تشکیل پیوندهای جدید نیز تفصیل و بسط خانواده- نه انفکاک از آن- تلقی می­شود. بنابراین سستی پیوندهای خانوادگی یک تهدید واقعی است که از مخاطرات سلامت افراد خبر می­دهد. همچنین تراکم گسیختگی­ها و گسترش آسیب­های اجتماعی در زمره پیامدهای غیرفوری ولی مهم روابط شکننده خانوادگی است که سلامت جامعه را نیز به خطر می­اندازد.در نتیجه شناسایی آسیب­های موجود و محتمل خانواده و پیشگیری و درمان آن­ها کانون هر نوع اقدام اصلاح­گرانه­ای است که به منظور ارتقاء سلامت جامعه و نهادهای آن صورت می­گیرد؛ زیرا سلامت نهادهای اجتماعی در گرو سلامت افرادی است که در خانواده سالم پدید می­آیند و پرورش می­یابند...... ادامه

خانواده و جهانی شدن